تبلیغات

                                گفتگو با استاد شهریار پرهیزگار

نقل از پایگاه حوزه(نشریه بشارت، شماره 9، ص 56) مقدمه

در ادامه گفتگوهایى كه با اساتید و قرآن پژوهان داشتیم، در این شماره در خدمت استاد «شهریار پرهیزگار» یكى از قاریان و حافظان بزرگوار كشورمان هستیم. ایشان به گرمى ما را پذیرا شدند و با حوصله به سئوالات ما جواب دادند و از خودشان، چگونگى حفظ و یادگیرى قرآن كریم، چگونگى پیوند نسل جوان با قرآن و از مشكلات آنها و ... سخن گفتند. نفسشان گرم، كلامشان دلنشین و رهنمودهایشان شیرین بود.

ضمن تقدیر و تشكر از ایشان و با آرزوى توفیق و بهروزى براى شما، قسمت اول این گفت و گو را در این شماره مى‏آوریم.

بشارت: در ابتدا خودتان را معرفى نمایید و خلاصه‏اى از تحصیلات و زندگى خود را بیان بفرمایید.

- ابتدا باید تشكر كنم از جنابعالى و دوستانى كه چنین نشریه خوب و پاكیزه‏اى را تهیه مى‏فرمایید. نشریه‏اى كه انصافا بوى معارف قرآنى از آن استشمام مى‏شود و مشخص است كه پشت این تلاشها یك اخلاص و صداقتى هست و از تشریف فرمایى شما من تشكر مى‏كنم.

بنده شهریار پرهیزگار در سال 1343 در تهران متولد شدم و با پیشنهاد پدر و مادرم فعالیتهاى قرآن را شروع كردم. از سال 1352 كه نه ساله بودم، شروع به یادگیرى قرآن كریم كردم و چون مادرم قرآن و دعا را با صوت حزین در منزل قرائت مى‏فرمودند و من پیش ایشان مى‏نشستم، از همین جا علاقمند شدم. پدرم آدم خوش سلیقه‏اى است، ایشان رفت و بهترین جلسات قرآنى را در سطح شهر شناسایى كرد و استاتیدى كه بنده در خدمتشان بودم، الآن از اساتید مبرز و مطرح مى‏باشند و ما در خدمت آقایان قرائت را شروع كردیم و خداوند هم خیلى كمك كرد ، هفته‏اى 4 - 5 شب جلسه مى‏رفتم و خسته هم نمى‏شدم و پدرم هم من را همراهى مى كرد، مخصوصا ماه‏هاى رمضان كه خاطره خوشى از آن ماه‏ها دارم، در این سى شب بعد از افطار مى‏رفتیم و وقتى كه برمى‏گشتیم، نزدیك اذان صبح بود و هیچ احساس خستگى نمى‏كردیم و این در اثر لطف خداوند و شوق و علاقه‏اى بود كه داشتم.

بشارت: براى ما بگویید چطور با قرآن مانوس و به آن علاقمند شدید؟

- علت عمده‏اى كه باعث‏شد من به طرف قرآن بروم این بود كه تلاوت‏هاى زیبا مى‏شنیدم. اگر صوت زیبا و دل‏نشین نبود، انگیزه نداشتم كه بروم به طرف قرآن - حداقل در آن سن كودكى انگیزه‏اى نداشتم - و من الآن دهها قارى قرآن را مى‏شناسم كه فقط با شنیدن یك نوار قرآن به سراغ قرائت قرآن رفته‏اند و براى اینها كسى سخنرانى نكرده است و منبرى هم نشنیده‏اند كه درباره فضیلت قرآن برایشان صحبت كرده باشند. فقط یك نوار - مثلا عبد الباسط - شنیده است و رفته سراغ قرآن و بعد وقتى وارد قرآن مى‏شود، ممكن است اهداف دیگرى پیدا كند و بعد وقتى وارد این خط مى‏شود باید مواظب باشد نیتها و اهدافش از قرآن تغییر نكند و ما هم اینطور بودیم.

بشارت: از تحصیلات غیر قرآنى خودتان بگویید، چه خوانده‏اید و الان چه مى‏كنید؟

- بعد از اینكه دیپلم گرفتم، وارد سپاه شدم و تا سال 1366 در سپاه بودم و همان سال وارد دانشگاه شدم، در رشته مهندسى كامپیوتر درس خواندم و فارغ التحصیل شدم، در طول این دوران نیز من شاید 6 - 7 سفر خارجى داشتم، بعضى وقتها حتى از امتحانات عقب مى‏ماندم و مى‏رفتم و آن درس را حذف مى‏كردم ولى هر كدام را كه بودم خودم را مى‏رساندم و قبول مى‏شدم. الآن هم با بعضى دوستان كارهاى جسته و گریخته كامپیوترى انجام مى‏دهیم، ولى عمده كارهاى ما قرآنى است، در شوراهاى قرآنى و جلسات طرح و برنامه‏هاى قرآنى كه در سطح كشور فعالیت مى‏كنند، همكارى‏هایى داریم و بعضى وقتها مشورتهایى مى‏شود كه ما هم نظر مى‏دهیم.

بشارت: آقاى پرهیزگار! همه شما را به عنوان یكى از موفق‏ترین حفاظ كشورمان مى‏شناسند ما سؤالات زیادى پیرامون حفظ و نكات مهم آن داریم كه اكثرا از خوانندگان به دست ما رسیده است، ابتدا بفرمایید كه چطور حفظ قرآن را شروع كردید؟

- بعد از 2 - 3 سالى كه قرائت را كار كردیم - باز به پیشنهاد پدر و مادرم حفظ قرآن را شروع كردم. جلسه حفظى كنار جلسات قرآن داشتم و من با حفاظ دیگر كار مى‏كردم و این حافظان را كه مى دیدم، الهام مى‏گرفتم و تشویق مى‏شدم و 7 - 8 جزء نیز حفظ كردم. اول جزء سى‏ام را با آنها شروع و حفظ آن را تمام كردم و امتحان گرفتند. بعد اسم‏نویسى حفظ از اول قرآن شروع شد و حدود چهل نفر ثبت نام كردند، ولى كم كم تحلیل رفتند. به آیه پنجاه كه رسیدیم چهار نفر رفتند به آیه صد كه رسیدیم باز چهار نفر و سوره بقره كه تمام شد، ما پنج نفر مانده بودیم و مسابقه دادیم و استاد جلسه عادت داشتند كه جایزه‏هاى بزرگى را هدیه مى‏كردند و خلاصه تا انتها ما چهار نفر بودیم و ادامه دادیم.

بشارت: استادان شما چه كسانى بودند؟

- البته من به آن معنى در حفظ استاد نداشتم، البته استاد اولى ما آقاى «مروت‏» بودند كه آلان ایران نیستند. ایشان ابتدا در قرائت‏با ما كار كردند كه استاد بسیار مسلط و خوبى بودند، ایشان اول قرائت كار مى‏كردند ولى تشویق مى‏كردند كه در كنار قرائت‏حفظ كنیم.

بشارت: پس شما حفظ قرآن را تحت نظر استاد نبودید و با روش منطم و خاصى عمل نمى‏كردید؟

- بلى، در حقیقت ما روش خاصى در حفظ نداشتیم، بلكه بیشتر بر اساس تجربه‏هاى شخصى كار مى‏كردیم و گاهى روشى را پیش مى‏گرفتیم بعد مى‏دیدیم مناسب نیست روش دیگرى را دنبال مى‏كردیم، كتاب و نوار آموزش و خلاصه هیچ چیزى در این زمینه نبود و فقط هفته‏اى یك بار محفوظات خود را نزد استاد تحویل مى‏دادیم، اما همین كه دو سه نفر بودیم و جلسه‏اى داشتیم خودش مؤثر بود و آدم یك الزامى پیدا مى‏كرد كه ادامه دهد و مخصوصا تشویقاتى كه ایشان مى‏كردند و ما چون سن‏مان كم بود، تشویق را خیلى دوست داشتیم - البته یك وقفه‏اى در حفظ ما افتاد - من در سال 54 یا 55 حفظ را شروع كردم، حدود ده جزء كه حفظ كردم انقلاب شد و جلسات ما متوقف شد، ولى بعد دوباره شروع كردیم و اگر بخواهیم این فاصله‏ها را حذف كنیم حدود سه سال حفظ ما طول كشید.

بشارت: شما چه تجربه خاصى براى حفظ دارید كه بدرد دیگران بخورد؟

- الآن كه از ما روش مى‏خواهند و مى‏پرسند، من روى نظم خیلى تكیه مى‏كنم، ولى خودم چون تجره نداشتم بر اساس روش منظمى كار نكردم و الآن متوجه مى‏شوم كه نظم و اینكه آدم بداند در هر روز چه مقدار حفظ كند، خیلى مهم است و من خودم این تجربه را نداشتم. گاهى روزى 5 - 6 ساعت كار مى‏كردم، اما خسته نمى‏شدم و بعضى اوقات اصلا حفظ نمى‏كردم، ولى اگر به طور متوسط حساب كنیم روزى دو ساعت‏بیشتر نمى‏شد.

بشارت: یعنى مى‏فرمائید كه اگر كسى به صورت منظم روزى دو ساعت در طول سه سال كار كند مى‏توان حافظ قرآن بشود؟

- بله دقیقا. با یك حافظه معمولى و لازم نیست كه شخص داراى هوش و حافظه خیلى قوى داشته باشد. البته من درسهایم خیلى خوب بود، ولى خودم را در حد متوسط ارزیابى مى‏كنم.

بشارت: به نظر شما چه ساعاتى به لحاظ فنى براى حفظ خوب است و - غیر از جهت فنى - شما چه مواقعى از شبانه روز كه قرآن مى‏خوانید بیشتر از قرآن بهره‏مند مى‏شوید؟

- معمولا براى حفظ قرآن ساعاتى را پیشنهاد مى‏كنند كه انسان یك استراحتى كافى داشته باشد و بعد از استراحت وقت‏خوبى است‏براى حفظ قرآن كه طبیعتا صبحها یا بعد از ظهرها كه یك كمى استراحت كرده است، مواقع خوبى براى حفظ است، ولى باز نمى‏شود حفظ را به ساعات مخصوصى مقید كرد. براى قرائت قرآن افرادى كه اهل تلاوت و اهل حال هستند، تجربه كرده‏اند و دیده‏اند كه صبح‏ها و بین الطلوعین وقت‏خوبى است هم براى تلاوت و هم بهره معنوى بردن از قرآن.

بشارت: نوع مكان هم نقشى در بهتر حفظ كردن قرآن دارد؟

- بلى، مكان هم مهم است، علاوه بر اینكه زمان حفظ باید وقتى باشد كه شخص نشاط دارد و خسته و عصبانى و خیلى گرسنه و سیر و غیره نباشد، باید در مكانى خلوت یا كم رفت و آمد و كم زرق و برق باشد یعنى، اطاقى باشد حد اقل ساده و الا اگر انسان در اطاقى بنشیند كه رفت و آمد هست - مثلا تلویزیون هم روشن است - اینها مانع تمركز حواس مى‏شوند و انسان، از آن بهره كافى را نمى‏برد.

در حدیثى از امام صادق(ع) هست كه : «فقارى القرآن یحتاج الى ثلاثه: بدن فارغ و قلب خاشع و موضع خال; قارى قرآن به سه چیز احتیاج دارد: «اول ناراحتى بدنى نداشته باشد دوم اینكه قلب او در مقابل قرآن خاشع باشد و سوم اینكه باید مكان او خلوت باشد» .

قلب خاشع هم مطلب مهمى است و این هم راههایى دارد، مثل اینكه گفته‏اند: انسان بى مقدمه شروع به قرائت قرآن نكند - مثلا دعایى را قبل از قرائت‏بخواند - این دعایى كه براى تلاوت وارد شده فقط براى ثواب آن نیست، بلكه براى این استكه ذهن انسان متركز شود و بداند چه انتظارى از تلاوت قرآن دارد و آن دعاها را باید بخواند و خودش را آماده كند و بعد شروع كند آنهم در یك جاى آرام و با شرایط مهیا، تا بتواند بهره لازم را ببرد.

بشارت: تا بحال شده است كه نسبت‏به حفظ یا قرائت قرآن بى حوصله شده باشید و احساس كنید كه حال حفظ یا قرائت را ندارید؟

- بلى ; خیلى وقتها پیش آمده كه حال و حوصله قرائت را نداشته‏ام، در روایات هم هست كه انسان گاهى لحظات اقبال دارد و گاهى ادبار و فرموده‏اند: لحظاتى كه ادبار دارى به خودت فشار وارد نكن كه اقبال پیدا كنى، صبر كن زمانى كه نشاط حاصل شد، عبادت یا كارى كه در نظر دارى انجام بده. براى من هم گاهى پیش مى‏آمده كه بى حوصله بوده‏ام و فشار نمى‏آوردم بلكه با كتابهاى دیگر كه شاید قرآنى هم نباشد خودم را مشغول مى‏كنم و اگر حال مطالعه كتاب هم نداشته باشم، خودم را به چیز دیگرى مثل تلویزیون مشغول مى‏كنم.

بشارت: بعضى معتقدند كه: براى حفظ قرآن باید بعضى ملاحظات غذایى را هم رعایت كرد به نظر شما حرف درستى است؟

- بلى، ملاحظت غذایى مؤثر است، در بعضى روایات خوانده بودم كه خوردن مویز، عسل و كندر را سفارش كرده بودند، من اینها را رعایت مى‏كردم و در واقع مطمئن هستم كه مؤثر بوده است، اما نه به عنوان عامل اول، حد اقل اگر آدم پایبند به مسایل غذایى نباشد و هر چیزى را كه پیش بیاید بخورد، این مى‏تواند كمى كارایى او را كم كند.

بشارت: آیا حفظ قرآن مانع تحصیلات شما نمى‏شد و وقت درسهایى دیگر را نمى‏گرفت؟

- خیر: بدون شعار و تعریف و تمجید، عرض مى‏كنم كه انصافا و قطعا هیچ مانعى حتى كوچك در راه یادگیرى درسهاى دیگر ایجاد نكرد و حتى من فكر مى‏كنم یك مقدار حافظه من از بركت‏حفظ قرآن تقویت‏شد و در طول زمان دانشگاه هم از آن استفاده كردم. من در روایات خوانده بودم كه: چند چیز حافظه را زیاد مى‏كند كه یكى از آنها قرآئت قرآن است.

بشارت: یك سؤالى كه در نامه‏هایى كه به دفتر بشارت: مى‏آید، این است كه خیلى از افراد مقدارى از قرآن را كه حفظ مى‏كنند زده مى‏شوند. پیشنهاد شما براى این جوانها چیست؟

- بلى من دیده‏ام كه كلاسهاى حفظ قرآن ریزش دارد. من دو پینشهاد مى‏كنم و گمان مى‏كنم اگر عمل كنند نتیجه بهترى بگیرند اول اینكه عجله‏اى براى حفظ قرآن نداشته باشند. لازم نیست آدم یك ساله یا دو یا سله ساله قرآن را حفظ كند، بعضى ها یك مرتبه علاقمند به حفظ قرآن مى‏شوند، مى‏خواهند یك شب كه حفظ كل قرآن شوند و مى‏خواهند در عرض مدت كمى قرآن را حفظ كنند. اینطور نباید باشد و همین انس با قرآن براى حفظ آن، ارزش است ولو زیاد طول بكشد، بنابر این من توصیه مى‏كنم براى حفظ برنامه‏هاى سنگین نگذاریم. من همیشه توصیه مى‏كنم كه دو سه ماه اول را ولو اینكه حافظه شخص قوى و وقت زیاد داشته باشد، ولى روزانه بیش از یك ساعت‏یا نیم ساعت كار نكند. روزى یك آیه حفظ كند. چه كسى گفته كه باید روزى یك صفحه از قرآن را حفظ كند. كسانى مى‏مانند كه از اول برنامه سنگین اجرا نكنند و الا خیلى ها حفظ را شروع مى‏كنند اما یك كمى كه پیش مى‏رود مى‏بیند حالا حالها به آخر قرآن نمى‏رسد و تازه مى‏بیند كه قبلى‏ها نیز از یادش رفته است و بعد مى‏بیند كه این كار او نیست و مى‏گذارد كنار. ولى اگر آدم یك برنامه ملایم داشته باشد مثلا روزى یك آیه حفظ كند، ولى همین یك آیه را خیلى خوب و اصولى حفظ كند به شكلى كه زود یادش نرود و هر روز علاوه بر حفظ یك آیه جدید یك وقتى كه براى مرود آیات قبل بگذارد. تا دو سه ماه همین كار را بكند و بعد از دو سه ماه من فكر مى‏كنم كه علاقه این شخص به قرآن دو چندان مى‏شود. در برنامه‏هاى دشوار اول علاقه شدید است، ولى بعد از مدتى زده مى‏شود. دوم اینكه نباید احساس كند این حفظ قرآن یك چیز تحمیلى است و چیزى كه شوق را از بین مى‏برد سخت كار كردن است. اگر انسان كم كار كندو با اینكه هنوز شوق زیادى دارد بگوید: امروز كافى است. آن وقت هر روز مشتاق است كه روز بعد فرا برسد و مشغول حفظ شود و ما این اشتیاق را مى‏خواهیم. و یك برنامه ریزى منظم هم داشته باشد كه من در هر روز باید این مقدار را حفظ كنم. البته اگر یك مقدارى از مفاهیم قرآن اطلاع پیدا كنند لذت بیشتر از حفظ قرآن مى‏برند، ولى نباید این كارها سنگین شود و بخواهد همه این كارها را با هم انجام دهد.

حفظ با نوار هم خوبى‏هایى دارد و كار را آسان مى‏كند. چون اگر انسان بخواهد مستقیم به قرآن مراجعه كند، زحمت مى‏برد و حوصله مى‏خواهد ولى شنیدن زیاد حوصله نمى‏خواهد، مى‏تواند بشنود حفظ كند، گرچه حفظ از راه نوار آن عمق را ندارد، ولى به هر حال حوصله كمترى مى‏خواهد و چون نوار نغمه دارد و آهنگین است، بیشتر علاقمند مى‏شود و زود این كار را رها نمى‏كند.