تبلیغات
باغ قرآن - علاج وسوسه
چهارشنبه 12 خرداد 1389

علاج وسوسه

   نوشته شده توسط: محسن سلطانی    

 

علاج وسوسه
بـدان كـه عـلاج ایـن مـرض قلبى ، كه بیم آن دارد كه انسان را به هلاكت ابدى و شقاوت سـرمـدى بـرسـانـد، چـون سـایـر امـراض قـلبـیـه بـا عـلم نـافـع و عـمـل بـسـى سـهـل و آسـان اسـت . ولى انـسـان بـایـد اول خـود را مریض بداند، پس از آن خودش ‍ در صدد علاج برمى آید، ولى عیب كار آن است كـه شیطان به طورى مقدمات را براى این بیچاره مرتب كرده كه خود را مریض نمى داند، بلكه دیگران را منحرف از راه و غیر مبالى به دین مى داند!
امـا طـریـق عـلم ، پـس تـفـكـر نـمـودن در ایـن امـورى اسـت كـه ذكـر شـد انـسـان خـوب اسـت اعمال و افعالش از روى تفكر و تاءمل باشد. فكر كند آیا این عملى كه مى كند و مى خواهد مـرضـى خـداونـد تـعـالى باشد از كجا و از كى اخذ مى كند كه كیفیت آن باید چنین و چنان باشد. معلوم است عوام از مردم از فقها و مراجع تقلید آنها از كتاب و سنت و طرق اجتهادیه ، كـیـفـیـت عـمـل را بـه دسـت آورنـد، پـس ، مـا وقـتـى كـه مـراجـعـه كـنـیـم بـه كـتـب فـقـها، از عـمـل رسـوایـى تـكـذیـب شـده و بـعـضـى از اعـمـال او را بـاطـل شمرده اند، و وقتى كه مراجعه كنیم به احادیث شریفه و كتاب الهى ، مى بینیم كه عـمـل او را از شـیـطـان شـمـرده انـد و سـلب عـقل از صاحبش فرموده اند. پس ، در این انسان عـاقـل اگـر شـیـطـان بـر عـقـلش مـسـلط نـشـده بـاشـد و قـدرى تـاءمـل و تـفـكـر كـنـد، بـایـد بـر خـود حـتـم كـنـد كـه دسـت از ایـن عـمـل فاسد بردارد و در صدد برآید كه عمل خود را تصحیح نماید كه مرضى حق تعالى باشد.
و لازم اسـت هـر كـس در خـود شـائبـه ایـن امـر را یـافـت ، بـه مـردم مـعـمـولى مراجعه كند و عـمـل خـود را عـرضـه بـر عـلمـا و فـقـهـا دارد و اسـتفسار از آنها كند كه آیا مبتلا به مرض وسـواس اسـت یـا نـه . زیـرا كـه بـسـیـار اوقـات انـسـان وسـواسـى از حـالت خـود غـافـل است و خود را معتدل و دیگران را بى مبالات مى داند، ولى اگر قدرى فكر كند، این عـقـیـده را نـیـز مـى فـهـمـد از شـیـطـان و القـائات آن خبیث است ، زیرا كه مى بیند علماء و دانـشـمـنـدان بـزرگ ، كه به علم و عمل آنها عقیده مند است ، بلكه مراجع تقلید مسلمین ، كه مـسـائل حـلال و حرام را از آنها اخذ مى كند، عملشان بر خلاف اوست ، و نتوان گفت كه نوع مـتـدیـنین و علما و بزرگان دین مبالات به دین خدا ندارند و شخص وسواسى فقط مقید به دیـانـت اسـت . و پـس از آنـكـه عـمـلا فـهـمـیـد، لازم اسـت اصـلاح عمل . وارد مرحله عمل شود. و عمده در عمل آن است كه بى اعتنایى كند به وسوسه شیطانى و خـیـالاتـى كـه بـه او القـا مـى كـنـد. مثلا اگر مبتلا به وسوسه در وضوست ، به رغم شـیـطـان یـك غـرفـه آب اسـتـعـمـال كـنـد. لابـد شـیـطـانـش مـى گـویـد كـه ایـن عـمـل صـحـیـح نـیـسـت . جـواب او را بـدهـد كـه اگـر عـمـل مـن درسـت نـیـسـت ، پـس بـایـد عمل رسول خدا، صلى الله علیه و آله ، و ائمه طاهرین ، علیه السلام ، و جمیع فقها درست نـبـاشـد. رسـول خـدا، صـلى الله علیه و آله ، و ائمه هدى ، علیهم السلام ، قریب سیصد سـال وضـو گـرفتند، و به حسب اخبار متواتره كیفیت وضوى آنها همینطور بود، پس اگر عـمـل آنـها باطل بود، بگذار عمل من نیز باطل باشد. و اگر مقلد مجتهدى هستى ، به شیطان جـواب بـده : مـن ایـنـطـور عـمـل مـى كـنـم بـه راءى مـجـتـهـد، اگـر وضـوى مـن بـاطـل شد، خداوند از من مؤ اخذه نمى فرماید و به من حجتى ندارد. و اگر ملعون تشكیك در راءى مـجـتـهـد كرد كه او چنین نفرموده ، كتب آنها در دست است باز كن و نشان او بده . چندین مـرتـبـه كـه اعـتـنـا بـه قـولش نـكردى و به خلاف راءى او رفتار كردى ، البته از تو ماءیوس مى شود، و امید است كه معالجه قطعى مرضت بشود، چنانچه در احادیث شریفه این معنى مذكور است :
فـعـن الكـافـى بـاسـنـاده عـن زرارة و اءبـى بـصـیـر، قـالا: قـلنـاله : الرجـل یـشـك كـثـیـرا فـى صـلاتـه حـتـى لا یـدرى كـم صـلى و لا مـا بـقـى عـلیـه ؟ قـال : یـعـیـد. قـلنـا: فـانـه یـكـثـر عـلیـه ذلك ، كـلمـا اعـاد شـك . قـال : یـمضى فى شكه . ثم قال : لا تعودوا الخبیث من انفسكم بنقض الصلاة ، فتطمعوه ، فان الشیطان خبیث یعتاد لما عود. فلیمض اءحدكم فى الوهم ، و لا یكثرن نقض ‍ الصلاة ، فـانـه اذا فـعـل ذلك مـرات ، لم یـعـد الیـه الشـك . قـال زرارة : ثـم قـال : انـمـا یـرید الخبیث ان یطاعلیه السلام ، فاذا عصى ، لم یعد الى اءحدكم .(759)
زراره و ابـوبـصـیـر گفتند: "گفتیم به او (یعنى به حضرت باقر یا حضرت صادق عـلیـهـمـا السلام ) كه مردى شك مى كند بسیار در نمازش ، حتى اینكه نمى داند چقدر نماز كـرده و چـقـدر بـه عهده او باقى است ؟" فرمود: " اعاده كند." گفتیم :" همانا براى او زیاد اتفاق مى افتد، هر وقت اعاده مى كند شك مى نماید." فرمود: "بگذرد در شكش ." (یعنى اعتنا به شك نكند.) پس از آن فرمود:" عادت ندهید آن پلید را به خودتان در شكستن نماز، پس بـه طـمـع انـدازیـد او را، زیـرا كه شیطان پلید است و عادت دارد به چیزى كه عادت داده شـد. یـعـنـى ، هـر آیـنـه بگذرد هر یك شما در شك و اعتنا نكند و زیاد نشكند نماز را. همانا اگر چند مرتبه چنین كرد، شكش عود نمى كند." زراره گفت پس از آن فرمود:" جز این نیست كـه آن خـبـیث مى خواهد اطاعت شود، پس وقتى كه عصیان شد، عود نمى كند به سوى هیچیك شما."
و بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـلیـه السـلام ، قـال : اذا كثر علیك السهو، فامض فى صلاتك ، فانه یوشك اءن یدعك . انما هو من الشیطان .(760)
البته وقتى مدتى مخالفت او را كردى و اعتنا به وسواس او نكردى ، طمعش از تو بریده مـى شـود، و حـالت ثـبـات و طـمـاءنـیـنـه نـفـس عـود مـى كـنـد. ولى در خـلال ایـن مخالفت ، تضرع و زارى به درگاه حق تعالى كن و از شر آن ملعون و شر نفس آن ذات مـقـدس پـناه ببر و استعاذه نما به ذات مقدس ، البته دستگیرى از تو مى فرماید. چـنـانـچـه در روایـت كـافـى نـیـز اسـتعاذه از شیطان دستور داده شده : باسناده عن اءبى عـبـدالله ، عـلیـه السـلام ، قـال : اءتـى رجـل النـبـى ، صـلى الله عـلیـه و آله ، فـقـال : یـا رسول الله اءشكو الیك ما اءلقى من الوسوسة فى صلاتى حتى لا اءدرى ما صـلیـت مـن زیـادة اءو نـقـصـان . فـقـال : اذا دخـلت فـى صـلاتـك ، فـاطعن فخذك الاءیسر باءصبعك الیمنى المسبحة ، ثم قل : بسم الله و بالله ، توكلت على الله ، اءعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم . فانك تنحره و تطرده .(761)
حـضـرت صـادق ، عـلیـه السـلام ، فـرمـود آمـد مـردى خـدمـت رسـول خـدا ـ صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ، گـفـت :"یـا رسـول الله شـكایت مى نمایم به تو از آنچه القا مى شود به من از وسوسه در نمازم ، حتى اینكه نمى دانم چقدر نماز كردم از زیاده یا كمى ."
فرمود:"وقتى داخل نماز شدى ، بزن با انگشت سبابه دست راستت به ران پاى چپت ، پس بـگو: بسم الله ... پس همانا دور كنى و طرد كنى او را." و الحمدلله اءولا و آخرا و ظاهرا و باطنا، و الصلاة و السلام على محمد و آله الطاهرین .
                                                                                                       منبع: شرح چهل حدیث حضرت امام(ره)


رنگ خدا
پنجشنبه 18 آذر 1389 03:22 ب.ظ
بسمه تعالی
السلام علیک یا اباعبدالله
با سلام احتراما: از جنابعالی دعوت میشود از وبلاگ رنگ خدا دیدن فرمائید و ما را از پیشنهادات، انتقادات و نظرات سازنده خود بهره مند سازید.
در صورت تمایل و صلاحدید وبلاگ مذکور را معرفی و لینک بفرمائید،
امیدواریم که به ما سر بزنید، تا مقدمه ای باشد برای بازدیدها و همکاری های بیشتر و مستمر.
با تشکر
ومن الله التوفیق
یاعلی
بهشت بی نشان
شنبه 13 آذر 1389 10:58 ق.ظ
از دانشگاه تا دانشگاه
و خون تو شهریه ی این دانشگاه است...
وعبّاس شاگرد اوّل دانشگاه است.
و بر بالای نیزه از پروژه پایانی خود دفاع می کنی...
همه برایت دست می زنند.
و کمیته انضباطی این دانشگاه درون است.
ورودی های اهل کوفه مردود شدند تا مردود نشویم.
استاد این دانشگاه برای تو دعوتنامه فرستاده است.
من استاد خود را خوب می شناسم; سختگیر و مهربان است.
رفیق...
کنکور دیگری در راه است. بسم الله...
s
دوشنبه 14 تیر 1389 12:48 ق.ظ
لطفا این وبلاگ رو لینک کنید
خدا بهتون اجر بده
با عنوان جوابیه زندیق
با موضوع پاسخ به شبهات سایت زندیق
http://zandiq.persianblog.ir
با تشکر
در پایین هم کد لوگو رو گزاشتم اگه خواستین لوگو بزارین
<a href="http://zandiq.persianblog.ir/" target="_blank"><img src="http://sajadaf.persiangig.com/sss.gif" alt="" style="width:120px;height:60px;margin:2px;border:1px solid #000" /></a>
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر