تبلیغات
باغ قرآن - موضوع تفكر
سه شنبه 7 خرداد 1392

موضوع تفكر

   نوشته شده توسط: محسن سلطانی    

در روایات متعددی بر اهمیت تفكر تاكید شده است (حتما روایت معروف « تفكر ساعة خیر من عباده سبعین سنة » را شنیده اید!)

سوالی كه در اینجا برای بسیاری از دوستان پیش میاد اینه كه درباره ی چه چیزی باید تفكر كنیم؟ به عبارت دیگه كدوم تفكره كه از هفتاد سال عبادت بالاتره؟ و ثانیا اینكه بعضی ها میگن ما چند دقیقه كه فكر می كنیم فكرمون تموم میشه و اصلا نمیدونیم باید به چی فكر كنیم؟!

استاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری در كتاب تعلیم و تربیت در اسلام به این سوال پاسخ دادند كه می تونید جواب ایشون رو در ادامه مطلب بخونید.

این كه می‏گویند : « تفكر ساعة خیر من عباده سنة یا ستین سنة یا سبعین سنة » ، معلوم‏ می‏شود كه ارزش تفكر ، از آن عبادتهای دیگر خیلی بیشتر است . یك ساعت‏  این ممكن است برابر باشد با شصت سال عبادت بدنی بدون تفكر . و نباید  سوء تفاهم بشود كه مقصود جانشین سازی است كه آن عبادت را رها كنید و به‏ این بچسبید . مقصود این نیست . هر كدام در جای خود لازم و ضروری است . مقصود بیان ضرورت این امر است .
 

حال ، تفكر در چی ؟ البته ما تفكر را محدود نمی‏كنیم . انواع تفكر داریم‏ كه باز در خود متون اسلامی به خصوصیت این تفكرها توجه شده است .

تفكر در عالم خلقت
 یكی تفكر در عالم خلقت است برای معرفت و شناسایی خدا ، و در واقع‏ كشف عالم برای شناختن خدا . در خود قرآن می‏بینیم چقدر این موضوع تكرار  شده : « ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی‏ الالباب ، الذین یذكرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفكرون فی‏ خلق السموات والارض » .
 شك ندارد كه اگر انسان در كار عالم و در نظامات عالم و در دقایق‏ مخلوقات تأمل و دقت كند و هدفش از این تأمل و دقت و كشف رازهای عالم‏  ، این باشد كه به حقیقت ، بیشتر راه یابد و خدا را بیشتر بشناسد این ، هم علم است و هم عبادت ، تفكر علمی است و عبادت .

 تفكر در تاریخ
 باز از انحاء تفكراتی كه در خود قرآن مجید به آنها توجه شده است ، تفكر در تاریخ است ، تفكر در سرنوشت و سرگذشت اقوام و ملل گذشته ، كه‏ به این مطلب هم در متن قرآن توجه شده است .
 قرآن ، قصص و حكایات و چیزهایی را كه ما اسمش را " تاریخ " می‏گذاریم به طور اشاره ذكر می‏كند ، ولی قسمتهایی را كه مایه‏های آموزش در  آن زیاد است بیشتر یادآوری می‏كند ، و مخصوصا این طلب را توجه می‏دهد كه ما قصه و حكایت را ذكر نمی‏كنیم فقط برای اینكه‏ یك ثمری به اصطلاح شده باشد و یك وقتی گذرانده باشید : « فاقصص القصص‏ لعلهم یتفكرون » .  این هم خودش نوعی تفكر است كه باز از نظر اسلام عبادت است .

 تفكر انسان درباره خود
 یكی دیگر از تفكرهایی كه عبادت است كه منظور ما در این بحث بیشتر این قسمت است ، تفكر كردن انسان درباره خودش است ، یعنی خود انسان ،  موضوع تفكر خودش باشد ، و این دو گونه است : یك وقت خود انسان به‏ عنوان یك موضوع علمی موضوع تفكر اوست . این جزء دسته اول می‏شود . و یك‏ وقت انسان درباره كارهای خودش تفكر می‏كند ، درباره اینكه چگونه تصمیم‏ بگیرد و چگونه كار بكند ، همینجور علی‏العمیاء تسلیم حوادث و جریانات‏  نباشد . مقصود دومی است .
 تصمیماتی كه باید بگیرد و كارهایی كه باید انجام دهد و آنچه كه واقع شده‏ ، ارزیابی كارهای خودش در گذشته ، ارزیابی رفقائی كه با آنها معاشرت‏ می‏كند ، ارزیابی كتابهایی كه آن كتابها را مطالعه كرده است ، درباره همه‏ اینها فكر كند . مثلا كتابی را خوانده ، بعد بنشیند فكر كند كه من از این‏ كتاب چه گرفتم ؟ این كتاب در من چه اثری گذاشت ؟ آیا اثر خوب گذاشت‏  یا اثر بد ؟ بعد در انتخاب كتاب دیگر [ دقت می‏كند ] . انسان كه آنقدر وقت و فرصت ندارد كه تمام كتابهای دنیا را مطالعه كند ، بلكه باید انتخاب نماید .
 جمله‏ای از امیرالمؤمنین نقل كرده‏اند كه در نهج‏البلاغه نیست ولی در كتب‏ حدیث هست : « العمر قصیر و العلم كثیر ، فخذوا من كل علم ظروفه و دعوا فضوله » . ( تعبیر ، چنین چیزی است ) . عمر كوتاه است و علم زیاد ( یعنی آموختنی زیاد ) پس ، از هر علمی آن خوبیهایش را بگیرید و زیادیهایش را رها كنید .
 بنابراین حتی در كتاب خواندن ، انسان باید انتخاب داشته باشد . در رفیق و معاشر ، انسان باید انتخاب داشته باشد ، و انتخاب بدون فكر معنی‏ ندارد . حساب بكند روی رفقا و دوستانش ، كه از معاشرت آنها چه بهره و نصیبی می‏برد ؟ خوب ؟ بد ؟ روی كارهای شخص خودش فكر كند كه چه اثری روی‏  او گذاشته و چه نصیب و بهره‏ای از آنها برده است . مهمتر ، هر كاری كه‏ می‏خواهد درباره آن تصمیم بگیرد ، اول فكر بكند ، بعد تصمیم بگیرد ، در صورتی كه غالبا تصمیماتی كه ما می‏گیریم ، از حد لازم تفكر قبلی كم بهره‏ است یعنی اگر قبلا فكر می‏كردیم ، این جور تصمیم نمی‏گرفتیم كه تصمیم گرفتیم . معنای اینكه انسان باید روی كاری كه می‏خواهد انجام دهد فكر بكند ، این‏  است كه به قول امروز به عكس‏العمل‏ها و لوازم آن كار فكر كند ، كه این‏ كار چه اثری به دنبال خود می‏آورد ؟ چه عكس‏العمل‏هایی ایجاد می‏كند ؟ مرا
 به كجا خواهد كشاند ؟ و به تعبیری كه پیغمبر اكرم فرمود : عاقبت آن‏ چیست ؟
                       


سینایی
پنجشنبه 9 خرداد 1392 05:38 ب.ظ
http://zendegienovin.mihanblog.com/
سلام.
گفتم شاید دوست داشته باشید سری هم به مابزنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر